معمولا وقتی اسم لو رید به گوش مخاطب میرسد، اولین چیزی که به ذهنش خطور میکند تصویر موزی است که اندی وارهول برای آلبوم اولشان طراحی کرده بود. مضمون ترانههای لو رید هم مانند برخی از آثار اندی وارهول حول محور زندگی شهری و مصرف مواد مخدر هستند.
او را بیشتر به عنوان گیتاریست، خواننده و ترانهنویس گروه ولوت آندرگراوند میشناسند. همچنین فعالیتش به عنوان یک هنرمند منفرد که در طول دههها و در سبکهای مختلف موفق بوده سبب تثبیت شهرت و موفقیت موسیقایی رید شده است.
قطعهی روبرو هروئین نام دارد که با ترجمهی فرشاد صحرایی به فارسی برگردانده شده است. دنیس جانسون، داستاننویس معروف آمریکایی، یکی از کتابهای خود را به دلیل ادای دِین به این ترانه، «پسر عیسی» نامگذاری کردهاست.
[Verse 1]
I don’t know just where I’m going
But I’m gonna try for the kingdom, if I can
‘Cause it makes me feel like I’m a man
When I put a spike into my vein
And I tell you things aren’t quite the same
When I’m rushing on my run
And I feel just like Jesus’ son
And I guess that I just don’t know
And I guess that I just don’t know
نمیدونم کجا میرم
ولی سعی میکنم برم قلمروی پادشاهی [خدا]، اگه بتونم
چون بهم حس مرد بودن رو میده
وقتی یه سوزن رو تو رگم فرو میکنم
و بهت چیزایی میگم که کاملاً مث هم نیستن
وقتی چِت میکنم
و حس میکنم که پسر عیسی هستم
و حدس میزنم که نمیدونم
و حدس میزنم که نمیدونم
I have made big decision
I’m gonna try to nullify my life
‘Cause when the blood begins to flow
When it shoots up the dropper’s neck
When I’m closing in on death
You can’t help me, not you guys
Or all you sweet girls with all your sweet talk
You can all go take a walk
And I guess I just don’t know
And I guess that I just don’t know
یه تصمیم بزرگ گرفتهم
میخوام سعی کنم که زندگیم رو لغو کنم
چون وقتی خون به جریان میافته
وقتی تا گردن سرنگ میرسه
وقتی نزدیک مرگم
شما نمیتونید بهم کمک کنید، شما بر و بچ نمیتونید
یا شما دخترای مهربون با همهی مهربون حرف زدنتون
همهتون میتونید برید قدم بزنید
و حدس میزنم که نمیدونم
و حدس میزنم که فقط نمیدونم
I wish that I was born a thousand years ago
I wish that I’d sailed the darkened seas
On a great big clipper ship
Going from this land here to that
On a sailor’s suit and cap
Away from the big city
Where a man cannot be free
Of all the evils of this town
And of himself and those around
Oh, and I guess that I just don’t know
Oh, and I guess that I just don’t know
کاش هزاران سال پیش به دنیا میومدم
کاش با یه کشتی کلیپر بزرگ از دریاهای تاریک میگذشتم
با لباس ملوانی و کلاه کپ از این سرزمین تا سرزمین دیگه میرفتم
دور از شهر بزرگ
جایی که یه مرد نمیتونه از دست همهی شیاطین این شهر آزاد باشه
و از دست خودش و اطرافیانش
و حدس میزنم که نمیدونم
و حدس میزنم که نمیدونم
Heroin, be the death of me
Heroin, it’s my wife and it’s my life, haha
Because a mainline into my vein
Leads to a center in my head
And then I’m better off than dead
Because when the smack begins to flow
I really don’t care anymore
About all the Jim-Jims in this town
And all the politicians making crazy sounds
And everybody putting everybody else down
And all the dead bodies piled up in mounds
‘Cause when the smack begins to flow
And I really don’t care anymore
Ah, when that heroin is in my blood
Heh, and that blood is in my head
Then thank God that I’m good as dead
And thank your God that I’m not aware
And thank God that I just don’t care
And I guess I just don’t know
Oh, and I guess I just don’t know
هروئین، مرگ من باش
هروئین، همسرم و زندگی منه
چون یه شاهراه توی رگ منه
که به مرکز سر من میرسه
و بعد من بهتر از مُرده بودنم
چون وقتی مزه به جریان میافته
و من دیگه واقعا اهمیتی نمیدم
به همهی دغلبازهای این شهر
و همهی سیاستمدارهایی که اصوات دیوانهواری رو تولید میکنن
و همه میخوان همو زمین بزنن
و همهی اجسادی که مث تپه جمع شدهن
چون وقتی مزه به جریان میافته
و من دیگه واقعا اهمیتی نمیدم
وقتی هروئین تو رگ منه
و اون خون توی سرمه
و خدا رو شکر حالم به خوبی حال مُردههاست
و از خدات متشکرم که خودم باخبر نیستم
و خدا رو شکر که من فقط اهمیتی نمیدم
و حدس میزنم که نمیدونم
و حدس میزنم که فقط نمیدونم
ترجمه: فرشاد صحرایی