شعری از شونتارو تانیکاوا

شونتارو تانیکاوا؛ شاعر ملی ژاپن

شونتارو تانیکاوا (Shuntarō Tanikawa، ۱۹۳۱–۲۰۲۳) از برجسته‌ترین شاعران معاصر ژاپن بود و بسیاری او را «شاعر ملی ژاپن» می‌نامند. او در طول بیش از هفتاد سال فعالیت ادبی، بیش از صد کتاب شعر، متن کودک و ترجمه منتشر کرد و صدای نسل‌های مختلف ژاپنی شد.

سبک و ویژگی‌های شعری

ویژگی مهم شعر تانیکاوا، سادگی در بیان و عمق در معناست. او از زبان روزمره استفاده می‌کرد اما آن را به سطحی شاعرانه می‌کشاند. همین شفافیت و صداقت سبب شد شعرهایش برای همگان قابل لمس باشند؛ از کودک و نوجوان تا مخاطب حرفه‌ای شعر.

نخستین مجموعه‌ی او، «دو میلیون سال نوری تنهایی» (1952)، به سرعت شهرتی گسترده یافت و نشان داد که تانیکاوا شاعری متفاوت است. او در شعرهایش به جای تکیه بر فرم‌های سنتی، سراغ نگاه انسانی، تجربه‌های روزمره و پرسش‌های فلسفی رفت.

مضامین آثار

اشعار تانیکاوا گستره‌ی وسیعی از موضوعات را دربر می‌گیرند:

  • زندگی روزمره: روایت ساده‌ی لحظه‌ها و جزئیات انسانی.

  • مرگ و هستی: اندیشه درباره‌ی پایان زندگی و معنای بودن.

  • عشق و خانواده: احساسات انسانی در کانون توجه.

  • کودکی: او برای کودکان نیز نوشت و نگاه معصومانه را وارد شعر کرد.

این ترکیب از سادگی و عمق، شعر او را به تجربه‌ای جهان‌شمول بدل کرده است. نمونه‌ای از چنین رویکردی را می‌توان در شعر معروف «بیمارستان» (The Hospital) دید که در ادامه خواهید خواند.

مترجم و پل فرهنگی

تانیکاوا علاوه بر شاعری، مترجمی پرکار بود. او آثار کلاسیکی مانند «پیتر پن» را به ژاپنی ترجمه کرد و حتی کمیک معروف «پیناتس» (سنوپی) اثر چارلز شولتز را نیز برای مخاطب ژاپنی بازآفرینی کرد. همین علاقه به فرهنگ‌های دیگر سبب شد آثار خودش نیز قابلیت ترجمه‌پذیری بالا داشته باشند و به زبان‌های گوناگون از جمله انگلیسی، فرانسوی و فارسی منتشر شوند.

جایگاه جهانی

اشعار شونتارو تانیکاوا به سرعت مرزهای ژاپن را پشت سر گذاشتند. منتقدان غربی او را شاعری می‌دانند که توانست از دل فرهنگ بومی، حرف‌هایی جهانی بزند. سادگی زبان و توجه به تجربه‌های مشترک انسانی باعث شد مخاطبان غیرژاپنی هم با آثارش ارتباط برقرار کنند.

میراث ادبی

میراث تانیکاوا فراتر از کتاب‌هایش است؛ او الگویی از پیوند میان شعر و زندگی روزمره ارائه کرد. برای او شعر در برج عاج نبود، بلکه در خیابان، در خانه و حتی در بازی‌های کودکانه جاری بود. به همین دلیل، شعرهایش میان مردم عادی محبوب شدند و نسل‌های مختلف او را خوانده‌اند.

جمع‌بندی

شونتارو تانیکاوا یکی از مهم‌ترین شاعران قرن بیستم و بیست‌ویکم ژاپن است؛ صدایی که با صداقت و انسانیت توانست جهانی شود. او شاعر زندگی‌های کوچک و اندیشه‌های بزرگ بود. در ادامه، ترجمه‌ی شعر «بیمارستان» از او را می‌خوانید؛ شعری که نشان می‌دهد چگونه می‌توان از دل یک تجربه‌ی ساده، تصویری عمیق از زندگی و مرگ ساخت.

مریض‌خانه

شاعر: شونتارو تانیکاوا

برگردان: پرهام بروایه

 

آسمان آبی و خورشید در محلول کرئوسوت حل شده،

در راهرو‌های تاریک، علم میان رنج ناپیداست.

 

از دید دستگاه ایکس-ری،

البسه رنگارنگ همه یک رنگند.

و حتی در لباس سفید تسلی نیست.

 

در حالی که بیماران،

لوله آزمایش شیشه‌ای را با جان خود رنگین می‌کنند.

اطباء سفیدپوش مانند تجهیزات خود، سرد و عاری از اشتباه می‌شوند.

 

در پیچاپیچ و پژواک اصوات،

صدایی از انسان به گوشم نمی‌رسد،

در این‌جا ماده‌گرایی حکم‌فرماست.

 

مریض‌خانه، شهر مدرنی است بدون راز.

The Hospital

Shuntaro Tanikawa

Parham Barvayeh

Blue sky and sun are dissolved in stained creosote water,

In dark corridors eroded emotions accumulate rather than science.

Bright colored suits are powerless in front of the X rays.

Even in white clothes there is no consolation.

When patients

Into the bottoms of test tubes of colored glass

timidly confine their own being

White physicians

becoming cool and accurate machines,

Handle cool and accurate machines.

Inside the several kinds of reverberations I do not hear a human voice.

In here everything is materialism.

The hospital is the same as a modern city without secrets.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

من با این شرایط موافق هستم .