جیم موریسون

جشن شاه‌سوسمار – جیم موریسون

جشن شاه‌سوسمار

جیم مریسون

ترجمه فرشاد صحرایی

 

شیرها در خیابان هستند و پرسه می‌زنند
وقت جفت‌گیری سگ‌هاست، هار، کف‌کرده
هیولایی در قلب شهر در قفس افتاده
تن مادرش
در زمین تابستان پوسیده شده است
از شهر فرار کرد
به طرف جنوب رفت و از مرز گذشت
آشوب و بی‌نظمی را پشت سر گذاشت
عقب، روی شانه‌هایش
یک صبح در هتلی سبز بیدار شد
با موجود عجیبی که در کنارش ناله می‌کرد
عرق از پوست براقش می‌چکید
آیا همه داخل هستند؟ آیا همه داخل هستند؟
آیا همه داخل هستند؟
شروع مراسم نزدیک است
بیدار شو!
نمی‌توانی به یاد بیاوری کجا بود
این رویا متوقف شده بود؟
مار، طلایی رنگ‌پریده بود، خوش خط‌وخال و چمبره زده
ما می‌ترسیدیم لمسش کنیم
ملافه‌ها منشورهای داغ مُرده‌ای بودند
و او کنار من بود
پیر، او جوان نیست
موهای سرخ تیره‌اش، پوست سفیدِ نرم‌اش
حالا، بدو به طرف آینه‌ی دستشویی
نگاه کن! او دارد این‌جا می‌آید
من نمی‌توانم در هر قرنِ آرامِ حرکاتش زندگی کنم
اجازه می‌دهم گونه‌ام سُر بخورد، سفال صافِ سرد
نیشِ خونِ خوبِ سرد را احساس کن
صدای هیس مارهای باران را
روزگاری یک بازی کوچک داشتم
دوست داشتم به طرف مغزم بخزم و برگردم
فکر می‌کنم خودت می‌دانی، منظورم بازی است
منظورم همان بازی است، به نام «دیوانه شو»
باید این بازی کوچک را امتحان کنی
فقط چشم‌هایت را ببند و اسمت را فراموش کن
دنیا را فراموش کن، مردم را فراموش کن
و ما راست می‌کنیم، یک مناره‌ی متفاوت
بازی کردن این بازی کوچک، لذت‌بخش است
فقط چشم‌هایت را ببند، راهی برای از دست دادن نیست
و من دقیقاً آن‌جا هستم، من هم می‌روم
کنترل را رها کن، ما می‌شکافیم و می‌گذریم
راه برگشت عمیق را به طرف مغز
آن پشت، جایی که هیچ دردی نیست
و باران به آرامی در شهر می‌بارد
و روی سر همه‌‌ی ما
و در هزارتوی جریان‌های آبِ روان
زیر، حضور غیر‌زمینیِ ساکتِ تپه‌نشین‌هایِ آرام، در تپه‌های آرامِ اطراف، خزنده‌ها فراوانند
فسیل‌ها، غارها، ارتفاع‌هایِ هوایِ خنک
هر خانه یک کپک را تکرار می‌کند، پنجره‌هایِ خودرویِ هیولا که در برابرِ صبح، قفل شده‌اند
همه حالا خوابیده‌اند، قالی‌ها خاموش‌اند، آینه‌ها خالی‌‌اند
غبار زیر تخت‌خواب زوج‌های قانون‌مند
زخم در ملافه‌ها
و دخترها، از خود راضی
با چشم‌های نطفه‌ای در نوک پستان‌شان
صبر کن
این‌جا قتل‌ عامی رخ داده است
دست از حرف زدن و و نگاه کردن به اطراف برندار
دستکش‌ها و پنکه‌ات روی زمین هستند
ما داریم از شهر خارج می‌شویم، ما داریم فرار می‌کنیم
و تو کسی هستی که می‌خواهم همراهم بیاید
زمین را لمس نکردن
خورشید را ندیدن
کاری برای انجام دادن نبودن، اما
فرار، فرار، فرار
بیا فرار کنیم، بیا فرار کنیم
خانه‌ی بالای تپه، ماه هنوز دروغ می‌گوید
سایه‌های درختان
شاهد نسیم وحشی‌اند
بیا عزیزم با من فرار کن
بیا فرار کنیم
با من فرار کن
با من فرار کن
با من فرار کن
عمارت بالای تپه گرم است
اتاق‌هایش فاخر و راحت‌اند
دسته‌‌های صندلی‌‌های مجللش قرمزند
و تو تا وقتی که وارد نشوی چیزی نمی‌دانی
جنازه‌ی رئیس‌جمهورهای مُرده در خودروی راننده
موتورش با چسب و قیر حرکت می‌کند
با من بیا، جای دوری نمی‌رویم
به طرف شرق می‌رویم تا سزار را ملاقات کنیم
با من فرار کن
با من فرار کن
با من فرار کن
بیا فرار کنیم
عده‌ای قانون‌شکن کنار دریاچه زندگی می‌کردند
دختر وزیر عاشق یک مار‌ شده
که در چاهی کنار جاده زندگی می‌کند
بیدار شو دختر! تقریباً به خانه رسیده‌ایم
تا صبح باید دروازه را ببینیم
تا عصر باید وارد شده باشیم
آفتاب، آفتاب، آفتاب
سوز، سوز، سوز
سوز، سوز، سوز
من تو را می‌گیرم
به‌زودی، به‌زودی، به‌زودی
من شاه‌سوسمارم
من می‌توانم هر کاری کنم
ما پایین آمدیم
رودخانه‌ها و بزرگراه‌ها
ما پایین آمدیم
از جنگل‌ها و آبشارها
از کارسون و اسپرینگفیلد
ما پایین آمدین
فینیکس اسیرمان کرد
و می‌توانم به تو بگویم
اسامی قلمروی پادشاهی را
می‌توام به تو بگویم
چیزهایی که خودت می‌دانی را
شنیدن یک مشت سکوت
بالا رفتن از درّه‌ها در میان تیرگی‌ها
هفت سال، ساکن بودم
در کاخ سست تبعید
بازی کردن بازی‌های عجیب با دختران جزیره
حالا، من دوباره آمده‌ام
به سرزمین عدل و قدرتمندان و خردمندان
برادران و خواهران جنگل رنگ‌پریده
بچه‌های شب
چه کسی میان شما با تعقیب فرار می‌کند؟
حالا شب با سپاه بنفشش سر می‌رسد
به چادرها و رویاهای‌تان بازگردید
فردا به شهر تولدم وارد می‌شویم
می‌خواهم آماده باشم

 

The Celebration of the Lizard King

Jim Morrison

Translated By Farshad Sahraei

 

Lions in the street and roaming
Dogs in heat, rabid, foaming
A beast caged in the heart of a city
The body of his mother
Rotting in the summer ground
He fled the town
He went down South and crossed the border
Left chaos and disorder
Back there over his shoulder
One morning he awoke in a green hotel
With a strange creature groaning beside him
Sweat oozed from its shining skin
Is everybody in? Is everybody in?
Is everybody in?
The ceremony is about to begin
Wake up!
You can’t remember where it was
Had this dream stopped?
The snake was pale gold, glazed and shrunken
We were afraid to touch it
The sheets were hot dead prisms
And she was beside me
Old, she’s no, young
Her dark red hair, the white soft skin
Now, run to the mirror in the bathroom
Look! she’s coming in here
I can’t live through each slow century of her moving
I let my cheek slide down, the cool smooth tile
Feel the good cold stinging blood
The smooth hissing snakes of rain
Once I had a little game
I liked to crawl back in my brain
I think you know, the game I mean
I mean the game, called, ‘Go insane’
You should try this little game
Just close your eyes forget your name
Forget the world, forget the people
And we’ll erect, a different steeple
This little game is fun to do
Just close your eyes, no way to lose
And I’m right there, I’m going too
Release control, we’re breaking through
Way back deep into the brain
Back where there’s never any pain
And the rain falls gently on the town
And over the heads of all of us
And in the labyrinth of streams
Beneath, the quiet unearthly presence of
Gentle hill dwellers, in the gentle hills around
Reptiles abounding
Fossils, caves, cool air heights
Each house repeats a mold, windows rolled
Beast car locked in against morning
All now sleeping
Rugs silent, mirrors vacant
Dust Lying under the beds of lawful couples
Wound in sheets
And daughters, smug
With semen eyes in their nipples
Wait
There’s been a slaughter here
Don’t stop to speak or look around
Your gloves and fan are on the ground
We’re getting out of town, we’re going on the run
And you’re the one I want to come
Not to touch the earth
Not to see the sun
Nothing left to do, but
Run, run, run
Let’s run, let’s run
House upon the hill, moon is lying still
Shadows of the trees
Witnessing the wild breeze
C’mon baby run with me
Let’s run
Run with me
Run with me
Run with me
Let’s run
The mansion is warm at the top of the hill
Rich are the rooms and the comforts there
Red are the arms of luxuriant chairs
And you won’t know a thing till you get inside
Dead President’s corpse in the driver’s car
The engine runs on glue and tar
C’mon along, we’re not going very far
To the East to meet the Czar
Run with me
Run with me
Run with me
Let’s run
Some outlaws lived by the side of the lake
The minister’s daughter’s in love with the snake
Who lives in a well by the side of the road
Wake up, girl! We’re almost home
We should see the gates by mornin’
We should be inside by evening
Sun, sun, sun
Burn, burn, burn
Burn, burn, burn
I will get you
Soon, soon, soon
I am the lizard king
I can do anything
We came down
The rivers and highways
We came down from
Forests and falls
We came down from
Carson and Springfield
We came down from
Phoenix enthralled
And I can tell you
The names of the Kingdom
I can tell you
The things that you know
Listening for a fistful of silence
Climbing valleys into the shade
For seven years, I dwelt
In the loose palace of exile
Playing strange games with the girls of the island
Now, I have come again
To the land of the fair and the strong and the wise
Brothers and sisters of the pale forest
Children of night
Who among you will run with the hunt?
Now night arrives with her purple legion
Retire now to your tents and to your dreams
Tomorrow we enter the town of my birth
I want to be ready

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

من با این شرایط موافق هستم .