- کتاب: کتاب «بخش دی» – فریدا مکفادن/ سروش علینژاد
- فیلم: آنورا Anora ۲۰۲۴ – شان بیکر/ نیلوفر نعمتی
- سریال: سقوط ۲۰۱۳ The Fall – محصول بیبیسی/ سروش علینژاد
- آلبوم موسیقی: Currents ۲۰۱۵ – کوین پارکر/ فرشاد صحرایی
***
- کتاب: کتاب «بخش دی» – فریدا مکفادن (نشر نون – ترجمه صبا ایمانی)
سروش علینژاد
رمان بخش دی یکی از آثار برجسته فریدا مکفادن در ژانر تریلر روانشناختی است. این کتاب با روایت پرتعلیق و فضاسازی رازآلود خود، خواننده را به دنیایی پر از ابهام، وحشت و ناآگاهی میکشاند.
داستان کتاب
داستان از دید شخصیت اصلی، ایمی، روایت میشود؛ دانشجوی پزشکیای که برای یک شیفت شبانه در بخش دی بیمارستانی روانی داوطلب شده است. اما بخش دی، جایی که بیماران خطرناک و مرموز در آن نگهداری میشوند، به سرعت از یک محل کار معمولی به کابوسی واقعی تبدیل میشود. ایمی متوجه میشود که برخی از درهای بیمارستان قفل نمیشوند، سایههایی در تاریکی حرکت میکنند و صداهای عجیبوغریبی از راهروهای متروک شنیده میشود. مهمتر از همه، بیماران رفتاری غیرمنتظره دارند؛ برخی زمزمههایی درباره اتفاقات گذشته میکنند و برخی دیگر هشدارهایی مرموز به ایمی میدهند.
با گذشت زمان، او درمییابد که حضورش در این بخش تصادفی نبوده و ارتباطی میان او، گذشتهاش و این بیمارستان وجود دارد. همانطور که پرده از اسرار برداشته میشود، ایمی درگیر توطئهای پیچیده میشود که او را به لبهی مرز بین واقعیت و توهم میکشاند.
نقد و بررسی کتاب
۱. شخصیتپردازی:
ایمی، به عنوان شخصیت اصلی، ترکیبی از هوش، آسیبپذیری و شجاعت را به نمایش میگذارد. خواننده همراه با او قدم به قدم در هزارتوی وحشت و رمز و راز پیش میرود و ترسهای او را به طور عمیقی احساس میکند. دیگر شخصیتهای داستان نیز، بهرغم حضور کوتاه، تأثیر بسزایی در ایجاد جو دلهرهآور رمان دارند.
۲. فضاسازی و سبک نوشتار:
مکفادن در این رمان، همانند دیگر آثار خود، از نثری ساده اما مؤثر بهره میبرد. استفاده از جملات کوتاه و توصیفات مینیمالیستی به ایجاد تعلیق و تنش در داستان کمک میکند. فضای بیمارستان روانی، با راهروهای تاریک، درهای قفلشده و صدای وزوز چراغهای مهتابی، به شکلی استادانه ترس و اضطراب را منتقل میکند.
۳. تعلیق و غیرقابلپیشبینی بودن داستان:
یکی از نقاط قوت اصلی این کتاب، روند غیرمنتظره داستان است. خواننده مدام با اطلاعات جدید مواجه میشود که دیدگاهش را نسبت به اتفاقات تغییر میدهد. همانند دیگر آثار مکفادن، در بخش دی نیز غافلگیریهای متعددی در انتظار خواننده است که باعث میشود تا آخرین صفحه نتوان کتاب را زمین گذاشت.
اگر به رمانهای روانشناختی، پرتنش و معمایی علاقه دارید، بخش دی انتخابی عالی است. این کتاب نهتنها حس کنجکاوی شما را برمیانگیزد، بلکه با بازیهای ذهنی و پیچیدگیهای روایی خود، شما را درگیر خواهد کرد.
***
- فیلم: آنورا Anora ۲۰۲۴ – شان بیکر
نیلوفر نعمتی
آنورا (۲۰۲۴) به نویسندگی و کارگردانی شان بیکر فیلمی عاشقانه در ژانر درام-کمدی-تراژدی و محصول ایالات متحدهی آمریکا است. داستان دربارهی آشنایی رقصندهای جنسی به نام آنی (مایکی مدیسون) با پسر یک الیگارش روسی به نام وانیا (مارک آیدلشتاین) در کلوپ شبانهای در نیویورک است که با وجود اختلاف اجتماعی و اقتصادی بسیار به ازدواج این دو با یکدیگر منجر میشود. روایتی که اگر مولفههایی کلاسیک را در خود داشت با ازدواجی خوش به انتها میرسید اما شان بیکر در این اثر از کلیشههای کلاسیک فراتر رفته و خوانشی نو را خلق کرده است. در فیلم بیکر ازدواج آنی و وانیا بهنوعی نقطهی آغازین درام بوده و از پسِ پیچیدگیهای آن است که داستان پیش میرود. هنگامی که خانوادهی وانیا از ازدواج پسرشان با آنی مطلع میشوند دستور میدهند فورا آن را فسخ کرده و به روسیه بازگردد اما…
آنورا نخستینبار در هفتاد و هفتمین جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و به دریافت نخل طلای این جشنواره موفق شد. در هشتاد و دومین مراسم گلدن گلوب نیز این فیلم نامزد پنج جایزه از جمله بهترین فیلم موزیکال یا کمدی گردید. آنورا همچنین بهعنوان یکی از نامزدهای بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۵ اعلام شده است و هیئت ملی بازبینی و انستیتوی فیلم آمریکا نیز آن را یکی از ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴ خواندهاند.
بیکر آثار متعددی با موضوع کارگران جنسی خلق کرده است. آنورا نیز مانند سایر آثار او نگاهی متفاوت نسبت به عقاید عموم جامعه در برابر کارگران جنسی ارائه میدهد و درونمایهای اجتماعی-روانشناختی دارد. درام، کمدی و تراژدی در آن به هم آمیخته است و بیکر بهخوبی توانسته با استفاده از نماهای نزدیک، سکانسهای طولانی و ریتم مناسب احساسات شخصیتها را به تماشاگر منتقل کند. علاوهبر کارگردانی قوی، بازی بازیگران، به ویژه مایکی مدیسون در نقش آنورا و یورا بوریسوف در نقش ایگور، نیز بسیار تاثیرگذار است. نکتهی جالب آنکه بیکر در این فیلم از آندرهآ ورهون هنرپیشه و نویسنده کانادایی که پیش از این به عنوان یک کارگر جنسی فعالیت میکرده به عنوان مشاور استفاده کرده است.
اگر به ژانر کمدی-تراژدی علاقهمند هستید، احتمالا فیلم آنورا را دوست خواهید داشت و حتی اگر نیم ساعت نخست فیلم چندان راضیتان نکرد، به آن فرصت دهید!
***
- سریال: سقوط ۲۰۱۳ The Fall – محصول بیبیسی
سروش علینژاد
سریال سقوط (The Fall) یک درام روانشناختی و جنایی است که در سال ۲۰۱۳ توسط آلن کوبا ساخته شده است. این سریال که در بریتانیا پخش شد، با وجود این که در مقایسه با سایر آثار مشابه شهرت کمتری دارد، اما توانسته است تحسینهای بسیاری را از منتقدان و مخاطبان جلب کند. این سریال با بازی گیلین اندرسون در نقش یک کارآگاه و جیمی دورنان در نقش یک قاتل سریالی، داستانی پیچیده و هیجانانگیز را روایت میکند.
داستان سریال
سقوط داستان کارآگاه «استلا گیبسن» (با بازی گیلین اندرسون) را دنبال میکند که به عنوان سرپرست واحد قتلهای ویژه به بلفاست، ایرلند شمالی اعزام میشود تا به پرونده یک قاتل سریالی به نام «پول» (با بازی جیمی دورنان) رسیدگی کند. «پول»، مردی آرام و عادی به نظر میرسد که در واقع یک قاتل پنهانی است. او به طور سیستماتیک زنان را شکار میکند و در عین حال زندگیای به ظاهر بیعیب و نقص دارد. استلا گیبسن که یک کارآگاه با تجربه است، به سرعت متوجه میشود که پول فردی است که میتواند به راحتی هر کس را فریب دهد و بنابراین باید هر چه سریعتر او را دستگیر کند. در طول سریال، رقابت ذهنی و استراتژیک بین این دو شخصیت اصلی، با تمرکز بر جنبههای روانشناختی و استراتژیک هر دو، به اوج خود میرسد.
یکی از نکات برجسته سریال شخصیتپردازیهای عمیق و پیچیده آن است. استلا گیبسن، که توسط گیلین اندرسون بازی میشود، شخصیتی پیچیده با احساسات درونی بسیار زیاد است که در عین قدرت، ضعفهایی انسانی دارد. گیلین اندرسون توانسته است این شخصیت را با دقت و ظرافت فراوان به تصویر بکشد و تماشاگران را با خود همراه کند. از طرفی، جیمی دورنان در نقش پول نیز فوقالعاده عمل کرده است و توانسته است ترکیبی از جذابیت و تهدید را در شخصیت خود به نمایش بگذارد که تماشاگر را در تردید بین انسانیت و خشونت این شخصیت قرار میدهد.
این سریال بهطور خاص به جنبههای روانشناختی شخصیتها توجه میکند. برخلاف بسیاری از آثار مشابه که بیشتر بر روی جنبههای جنایی تمرکز دارند، سقوط به دقت به تعاملات ذهنی بین قاتل و کارآگاه میپردازد. این سریال همچنین به چالشهای اخلاقی و انسانی میپردازد که به تدریج در طول داستان باز میشود. سوالاتی درباره عدالت، اخلاق و تقابلهای درونی انسانها مطرح میشود که باعث میشود سریال از دیگر آثار مشابه متمایز شود.
در سطح فنی، سریال با کارگردانی دقیق و فضاسازی بینظیر خود، فضای غمانگیز و مرموزی را خلق کرده است. انتخاب لوکیشنهای سرد و بیروح در بلفاست، بهویژه در فصول زمستانی، بهخوبی با فضای سریال هماهنگ است و به ایجاد یک حس تنش و اضطراب کمک میکند. استفاده از نورپردازی کم و تمرکز بر چهرهها و احساسات شخصیتها، عمق بیشتری به داستان میبخشد.
سقوط یک سریال پیچیده و روانشناختی است که به شدت به درک و تحلیل شخصیتها نیاز دارد. اگر به داستانهای جنایی با شخصیتپردازیهای عمیق و تعاملات روانشناختی میان شخصیتهای اصلی علاقه دارید، این سریال میتواند تجربهای جذاب و متفاوت برای شما باشد. همچنین، با اینکه این سریال شهرت گستردهای ندارد، اما از نظر نمرات نقدها و ارزیابیهای مخاطبان در رتبههای بالایی قرار دارد و ارزش تماشا کردن را دارد.
***
- آلبوم موسیقی: Currents ۲۰۱۵ – کوین پارکر
فرشاد صحرایی
آلبوم Currents سومین آلبوم استودیویی از پروژه موسیقی Tame Impala، به رهبری کوین پارکر، است. این آلبوم در تاریخ 17 جولای 2015 منتشر شد و یکی از موفقترین و تاثیرگذارترین آثار او به شمار میآید. Currents ترکیبی از ایندی راک، سینثپاپ و دنس را ارائه میدهد که تغییر مسیر جالبی نسبت به آثار قبلی تیم ایمپالا محسوب میشود.
این آلبوم بر موضوعات تغییر، دگرگونی شخصی، شکستهای عشقی، و بلوغ احساسی تمرکز دارد. کوین پارکر که در واقع تمام نقشهای گروه را بر عهده دارد و سایر اعضا فقط در اجراهای زنده در نقش نوازنده ظاهر میشوند، در مصاحبههایش اشاره کرده که این آلبوم بازتابی از تغییرات بزرگ در زندگی شخصی و احساسات او بوده است.
بر خلاف آلبومهای قبلی مثل Lonerism که بیشتر به سمت راک روانگردان متمایل بود، Currents بیشتر از سینتیسایزرها، ریتمهای الکترونیک و ملودیهای دنس استفاده میکند. با این حال، فضای روانگردان همچنان حفظ شده است.
این آلبوم یا دریافت نقدهای مثبت و نامزد شدن در جوایز گرمی، نام تیم ایمپالا را به عنوان یکی از مهمترین هنرمندان استرالیایی و گروههای تاثیرگذار موسیقی ایندی تثبیت کرد. ترانهٔ مد نظر ما اثر The less i know the better است که کوین ایمپالا در این موزیک عاشقانه یه مسائلی مانند نرینگی و حسادت میپردازد.