ریختهن «شبِ هفتـ»ـو توی بطری وا میکنن: شب میشه فوّاره… لیوانا میشن خالی و پُر هی از بطریایی که توی باره شب میخورن با ساندویچ و خون چیدهن غذاها رو، رو سنگقبر شب میخورن؛ گیر میکنه توو نِی چن تا ستاره یا یه تیکّه ابر… انداختهن رومیزی رو قبرا تارعنکبوته …
بیشتر بخوانید »
کنصفر نقطه صفر ادبیات