بایگانی/آرشیو برچسب ها : شعر، محمدعلی کنجذی

شعری از محمدعلی کنجدی

دراز کشیده بر صلات ظهر فرش موهایت را بسپار به دست‌باف دستی که بی‌نقشه آغاز می‌کند و نگاه کن به تحمل عظیم تکه آفتاب روی فرش که پیش از عبور باید از تو غروب کند! من صاحب آن دستم یا یک تکه آفتاب؟ دارم از تو غروب می‌کنم‌ها دارم دروغ …

بیشتر بخوانید »